|
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
شکستن امواج (لارس فون تریه – 1995)
اولین اثر از سه گانه "قلب طلایی" فیلمی است خلوت اما پرشخصیت، شخصیتهایی كه نبودشان به روایت صدمه میزند و بودنشان باعث آزار میگردد. این فیلم با عنوان "شكستن امواج" پلكان صعود فونتریه بر بام سینمای جهان بود، او كه با دو فیلم دیگر تحت عنوانهای "احمقها" و "رقصنده در تاریكی" این سه گانه باشكوه را تكمیل كرد و و منتقدان را به زحمت انداخت، چرا كه نمیتـوان یا به سختی میتوان بدون ستایش او به مرور آثارش پرداخت. فونتریه كه به بدخلقی و تندی شهرت یافته، فیلمی میسازد درباره عظمت و قدرت عشق. (یادداشت هوتن زنگنه بر این فیلم)
زندگی در پیش چشمان او (وادیم پرلمان – 2008)
زندگی در پیش چشمان او" تصویری از یک گناه بازمانده است که منبع الهام خود را از واقعه تیراندازی مدرسه کلمباین گرفته است. فیلم با استفاده از تکنیک فلاش بک و فلاش فوروارد زندگی دختری را در زمان واقعه و پانزده سال پس از آن نشان می دهد. کارگردان فیلم، وادیم پرلمان، کوشیده است تا در بکارگیری شیوه روایت غیرخطی این ابهام را بوجود آورد که آیا "زمان حال" مربوط به صحنه های نمایش دوران جوانی دایان (با بازی اوان ریچل وود) است و سپس با فلاش فوروارد به پانزده سال بعد می رود و یا اینکه فیلم تصویر زندگی دایان میانسال (با بازی اوما تورمن) است که از طریق فلاش بک به پانزده سال پیش بر می گردد. (نقد جیمز براردینلی بر این فیلم)گرنیکا (آلن رنه، رابرت هسانس – 1950)